مستغاث؛2001 میلادی

کلمه یا اسم “مستغاث” دارای ارزش عددی 2001 می باشد که به تاریخ نبوت داده شده در سال 2001 میلادی راجع است. در زبان های عربی و فارسی(همچنین عبری و یونانی) تمام حروف(الفبا) دارای اعداد متناظر خود هستند. مانند الف=1 ، ب=2 و غیره. بنابراین تمام کلمات نیز در این زبان ها مقادیر عددی خود را دارا هستند.

تاریخ مستغاث -2001 میلادی – توسط باب پیشگوئی و همچنین از جانب بهاءالله تایید و تصدیق شد. در لغت نامه عمومی بهائی؛ نه تنها ارزش عددی اسم “مستغاث” 2001 عنوان شده بلکه نیز توضیح داده شده است که آن به سال موعود مستغاث اشاره دارد.

بهاءالله در نامه ها و الواح خود به وضوح بیان می دارد آن شخصی که به آمدن او به منظور تکمیل وعود عهد و میثاق الهی نبوت داده شده است در آینده ظاهر خواهد شد، و او خود بر این امر گواهی و شهادت داده است.

“مستغاث؛ فریادرس- کسی که از او درخواست کمک و یاری شده، اشاره به شخصی است که به آمدن او وعده الهی داده شده و باب برای آن؛ با استفاده از عنوان “مستغاث” که در سیستم ابجد ارزش عددی 2001 را دارد، محدودیت زمانی قائل شده است.”(Wendi Momen ، لغت نامه عمومی بهائی، صفحه166 )

در واقع به همین دلیل نیز به بهاءالله اشاره دارد که وی اصل و ریشه است، و نسب او از شاخه و تبار داودی برآمده از “اصل قدیم” ذکر شده در کتاب اقدس است. به عبارت دیگر؛ مقصد نهایی و حقیقت ظهور(داودی) بهاءالله در سال 2001 میلادی در غرب، در ایالات متحده آمریکا محل تاسیس بیت العدل حقیقی الهی ظاهر و آشکار می شود. و این به نص صریح کتاب است(سال مستغاث)، و نه مطلب و یا موضوعی که نیازمند شرح و تفسیر باشد. در هیچ یک از نوشته ها و الواح باب، بهاءالله، عبدالبهاء و نیز شوقی افندی؛ بیان نشده است که مستغاث به ظهور الهی بعدی و جایگزین امر بهاءالله اشاره دارد.

بهاءالله در کتاب عهد صریحاً اعلام می کند که حداقل تا هزار سال هیچ ظهوری رخ نخواهد داد. از این رو موعود مستغاث به آمدن آن شخصی مربوط می شود که ما بواسطه او قادر خواهیم بود تا بیت العدل حقیقی بهاءالله را از جعلی و تقلبی آن بازشناخته و تمیز دهیم. زمان مستغاث که به وضوح سال 2001 میلادی است نمی تواند به نزول وحی الهی که بنابر نص کتاب تا قبل از هزار سال نخواهد بود ارتباط داشته باشد.

“من يدّعی امراً قبل اتمام الف سنة کاملة انّه کذّاب مفترٍ نسئل اللّه بان يؤيّده علی الرّجوع ان تاب انّه هو التّوّاب و ان اصرّ علی ما قال يبعث عليه من لايرحمه انّه شديد العقاب. من يأوّل هذه الاية او يفسّرها بغير مانزّل فی الظّاهر انّه محروم من روح اللّه و رحمته الّتی سبقت العالمين. خافوا اللّه و لا تتّبعوا ما عندکم من الاوهام اتّبعوا ما يأمرکم به ربّکم العزيز الحکيم. سوف يرتفع النّعاق من اکثر البلدان اجتنبوا يا قوم و لا تتّبعوا کلّ فاجر لئيم. هذا ما اخبرناکم به اذ کنّا فی العراق و فی ارض السّرّ و فی هذا المنظر المنير.” (کتاب اقدس، آیه37 )

مضمون آیه؛ اگر کسی تا قبل از اتمام هزار سال امری را مدعی شود او دروغگو و کذاب، و به خدا افترا بسته است. از خدا می طلبیم که او را موید سازد تا از ادعای خود بازگشته و توبه نماید. به راستی که خداوند توبه پذیر است.. .

در حقیقت بهاءالله خود در یکی از الواح اش چنین بیان می کند که آن کسی که در مستغاث ظاهر خواهد شد غیر از شخص خود اوست؛ چراکه می گوید خود او، بهاءالله به عنوان مرآت اولیه، به آنکه خواهد آمد ایمان داشته و او را تصدیق می کند، و نیز در ادامه توضیح داده که او بنده ای از بندگان خدا و نه مظهری از مظاهر ظهور الهی است که به همراه کسانی که با او در سال 2001 ظاهر خواهند شد؛ “مرایای ثانویه” هستند که اشعهء نور ساطعه از مرآت اولیه (بهاءالله) را منعکس خواهند کرد؛ به عبارتی همه ایشان نیز بهائی هستند.

“اگرچه بحمد الله حقّ و مظاهر او همیشه در علوّ ارتفاع و سموّ امتناع خود بوده بلکه علوّ و سموّ بقول او خلق شده لو انتم ببصر هذا الغلام تنظرون شهد الله انّه لا اله الّا هو العزیز المحبوب له الجود و الفضل یعطی من یشآء ما یشآء و انّه لهو القادر المقتدر المهیمن القیّوم قل انّا آمنّا بالّذی ظهر باسم علیّ [باب] من لدن سلطان حقّ محمود و بالّذی [مرآت ثانویه–من بنده و خدمتگزار خود را که شاخه (غصن) نامیده میشود را خواهم آورد. زکریا،3:8] یأتی فی المستغاث [2001میلادی] و بالّذی [مظاهر ظهور الهی؛ مرایای اولیه] یأتی بعده الی آخر الّذی لا آخر له و ما نشهد فی ظهورهم [مرایای اولیه] الّا ظهور الله و فی بطونهم الّا بطونه ان انتم تعرفون و کلّهم مرایا الله بحیث لا یری فیهم الّا نفس الله و جماله و عزّ الله و بهائه لو انتم تعقلون و ما سواهم مرایاهم [ثانویه] و هم مرایا الأوّلیّة ان انتم تفقهون ما سبقهم[مرایای اولیه و ثانویه] احد فی شیء [خدمتگزار و غصن و همراهانش در 2001میلادی] و هم یسبقون قل لن ینتهی مرایا [اولیه و ثانویه] القدم و کذلک مرایا جمالهم لأنّ فیض الله لن ینقطع و هذا صدق غیر مکذوب”. (منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، صفحه 29-30)

قلم اعلی -بهاءالله – از مرایای ثانویه یا مومنین به امر خود سخن گفته که ایشان؛ ولی امرالله(پادشاه داودی) به همراه 24 تن – 24پیر- از اعضاء بیت العدل اعظم فعلی هستند که بدنه و راس آن را تشکیل می دهند. مستغاث به سال 2001 میلادی اشاره داشته که حقیقت و واقعیتی مسلم بوده است.

هنگامی که بهاءالله پیشگوئی نمود که در سال مستغاث از تبار(اعقاب) او بیرق و پرچم الهی به اهتزاز در خواهد آمد (سرآغاز عصر ذهبی امرالله) بسیاری گمان کردند این طرحی بود که به ظهور رسیده است. حقیقتا آنها می بایست صاحب بصیرت و آینده نگری می بودند تا بتوانند شاهد این باشند که حقیقت معنای “تبار” نه تنها طرحی در گذشته، بلکه شخصی که در دنیای امروز حی و حاضر است را نیز در بر می گیرد؛ همو که نواده عبدالبهاء و از دودمان(شاخه-غصن، بنده و خدمتگزار و از “اصل قدیم”؛ بهاءالله) این سلطنت الهی است که نام و هویت او ظاهر و آشکار خواهد شد. تنها ظهوری که حامل وحی الهی بوده و به مستغاث اشاره دارد ظهور خود بهاءالله است. عبدالبهاء، شوقی افندی و نیز ولاه امرالله همه بندگان آستان او هستند.

“اساس عقائد اهل بها روحی لهم الفدآء حضرت ربّ اعلی مظهر وحدانیّت و فردانیّت الهیّه و مبشّر جمال قدم حضرت جمال ابهی روحی لأحبّائه الثّابتین فدا مظهر کلّیّهٴ الهیّه و مطلع حقیقت مقدّسهٴ ربّانیّه و مادون کلّ عباد له و کلّ بأمره یعملون”. (الواح وصایا صفحه10)

از این رو ست که خداوند چنین می گوید؛ “من بنده و خدمتگزار خود را که شاخه(غصن) نامیده میشود را خواهم آورد”.(زکریا،3:8 )

امتحان و آزمون الهی ای که همواره ثابت بوده و تغییر و تبدیلی در آن راه نخواهد یافت؛ این است که همیشه از جانب خداوند کسانی که به آمدن ایشان نبوت داده شده به سوی ما فرستاده خواهند شد.(کتاب دوم سموئیل؛ 7:12-13 و مزامیر89) تمام ولاه امرالله؛ موعود های میثاق کوچک (صغیر) الهی هستند (کتاب عهد/الواح وصایا). و در عین حال ولی امرالله حاضر کسی است که در میثاق بزرگ الهی نیز به آمدن او نبوت داده شده است. بهاءالله همچنین تایید و تصدیق و ایمان خود را نسبت به نواده اش، همانطور که نسبت به تداوم دودمان داود در نسل خود و نیز به مظاهر ظهور بعدی ابراز داشته، اعلام نموده است.

همواره در هر نسلی، می بایست آن کسی که صاحب حکم و اختیار مستقیم از جانب خداوند برای به انجام رسانیدن ماموریتی ویژه الهی است، بر تخت سلطنت او (داودی) بنشیند. و تنها کسانی که از طرف خدا برگزیده شده اند؛ این امر را تصدیق می نمایند.

“اینست که حضرت مسیح میفرماید که از جمیع آفاق می آیند و داخل در ملکوت میشوند و ابناء ملکوت از ملکوت خارج میشوند”. (عبدالبهاء، مکاتيب جلد سه صفحه 422)

بنابراین موعود مستغاث به پادشاهی داودی که تنها از طریق آن می توانیم بیت العدل حقیقی بهاءالله را از کاذب و بدلی آن تشخیص دهیم اشاره دارد. در 21 سپتامبر 2001 میلادی خداوند “خدمتگزار و بنده خود را که ‘غصن’ نامیده می شود را خواهد آورد”.(زکریا، 3:8) که البته در این تاریخ، تاسیس امر جهانی بهاءالله -ملکوت- به تمام مردمان دنیا اعلان شد؛ خوشا به حال آنانی که داخل شده و در آن پناه گیرند.

امضاء-

— /بیت العدل جهانی بهاءالله، مستقر در ایالات متحده آمریکا، UHJ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

در بایگانی