وعود الهیه به تاسیس و استقرار نهایی ملکوت و سلطنت پروردگار در ایالات متحده آمریکا

“جامعهء بهائی امريک که بخدمات بين المللی مبلّغهء شهيره مارثا روت عضو ممتاز آن جامعه مفتخر و متباهی است در دوران اخير قرن اوّل بهائی بهمّت و جانفشانی اعضايش چه در داخل و چه در خارج بفتوحات و انتصارات باهره‌ای موفّق گرديده که در صفحات تاريخ بخطّ جلی ثبت شده ‌است. بنا بر اين اگر بگوئيم اين موفّقيّت های جسيمه که در سبيل تبليغ و اعلاء كلمة‌ الله حاصل شده مرهون نظم جديد التّأسيس الهی و اجراء نقشهء عظيمهء مولای حنون محسوب و مسک الختام مساعی يکصد سالهء اوليای الهی نسبت به امر مقدّس حضرت بهاءالله بشمار می آيد راه اغراق و مبالغه نپيموده‌ايم. و نيز اگر ذکر شود پيروان امر حضرت بهاءالله در ايالات متّحدهء امريک و کانادا در سنين اخيرهء اين قرن افخم اعظم در ميدان خدمت گوی سبقت از همگنان ربوده و شاهد فتح و فيروزی را درآغوش کشيده‏ اند جای شگفتی نخواهد بود. موفّقيّت های اين جامعه طيّ دو عقد اخير عصر رسولی و در مدّت پانزده سال اوّل عصر تکوين نشانهء بارزی از انتصارات آتيهء آن ياران عزيز است که راه را برای ظفر و نصرت نهائی صاف و هموار نموده است. حضرت اعلی روح الوجود لرشحات دمه الاطهر فدا در يکصد سنه قبل اين  كلمات عاليات از كلك مبارکش درقيّوم الاسماء نازل “يا اهل المغرب اخرجوا من ديارکم لنصر الله” و از قلم اعلی در کتاب اقدس رؤسای جماهير امريک باين حکم محکم و دستور افخم اعظم مخاطب “يا ملوک امريقا و رؤساء الجمهور فيها… اجبروا الکسير بايادی العدل و کسّروا الصّحيح الظّالم بسياط اوامر ربّکم الآمر الحکيم”. همچنين هيكل قدم باشراق انوار سبحانی و سطوع تجلّيات الهی در افق غرب بشارت و اطمينان می فرمايد قوله العزيز “انّه اشرق من جهت الشّرق و ظهر فی الغرب آثاره”. حضرت عبدالبهاء ارواحنا لعناياته الفدا نيز در اين باره ميفرمايد “نور الهی از شرق به غرب تابيده لکن در غرب سطوع شديد يافته” و در مقام ديگر مسطور “ثمّ اعلم بانّ الشّرق استضائت آفاقها بانوار الملکوت و عنقريب تتلألأ هذه‌ الانوار فی مطالع الغرب اعظم من الشّرق”. و نسبت به ايالات متّحدهء امريک اين عنايات لاتحصی از كلك ميثاق صادر “قطعهء امريک در نزد  حقّ ميدان اشراق انوار است و کشور ظهور اسرار” و تأييد ميفرمايد که “در عوالم  روحانيّه بخدمات فائقه موفّق و سرحلقهء ملل و نحل خواهد گرديد” (ترجمه) و آن جمهوری عظيم را اعظم ملّت آن قارّه خطاب و تصريح ميفرمايد که “مردم اين سرزمين را چنان استعداد و قابليّتی موجود که علم صلح عمومی بلند نمايند و خيمهء وحدت عالم انسانی برافرازند و در اين امر مبرم بر ساير امم پيشقدم گردند” و همچنين “اين ملّت بزرگ ميتواند بامری مباشرت نمايد که صفحات تاريخ عالم بدان تزيين يابد و السنهء امم بذکر و ثنای او مألوف شود، مغبوط جهانيان گردد و مورد نظر عالميان”. (ترجمه) حضرت عبدالبهاء پس از استقرار بر سرير عهد و ميثاق الهی در اوّلين قدم لوای امر حضرت بهاءالله را در قلب آن خطّهء مشتعله برافراشت سپس بنفسه‌ المقدّس آهنگ آن ديار نمود و از کران تا کران آن اقليم وسيع به سير و سفر پرداخت و بابلاغ كلمة‌ الله مألوف شد و حجر زاويهء معبد عظيم الشّأنی را که بعداً بهمّت پيروان امر الهی در آن سرزمين ارتفاع يافت بدست مبارکش بنهاد و در پايان حيات مقدّسش نقشهء ملکوتی و فرمان يزدانی خطاب به آن حاميان حصن حصين صادر فرمود و آنانرا مأموريّتی عظيم عنايت کرد تا بفتح روحانی ممالک و بلدان پردازند و رايت امر جمال اقدس ابهی را در جميع اقطار و اکناف عالم برافرازند. يکی از رؤسای جمهور آن ارض را که خدمات صلح جويانه اش نزد عموم معروف و مشهوراست مورد عنايت و تمجيد قرار داد و افکار صائبه و مشروعات و اقدامات عاليهء وی را بمنزلهء طليعهء صلح و سلام که حضرت بهاءالله پيش بينی فرموده‏ اند بشمرد و اظهار اميدواری فرمود که “نورانيّت آسمانی از آن جهات بساير نقاط سرايت کند” (ترجمه) و”جميع آفاق را روشن و منوّر نمايد”. و در الواح مقدّسهء منزله از قلم معجز شيمش پيروان امر الله را در آن اقليم مستعدّ “حواريّون حضرت بهاءالله” خطاب فرمود و آن نفوس زکيّه را مطمئن و اميدوار ساخت که چون بعنايت ربّانی در اين کار عظيم يعنی تبليغ و هدايت اهل عالم توفيق يابند “امريک مرکز سنوحات رحمانيّه گردد و سرير ملکوت الهی در نهايت حشمت و جلال استقرار يابد” و آنان را به اين بشارت مستبشر فرمود که “اين نداء الهی چون از خطّهء امريک به اروپ و آسيا و افريک و استراليا و جزائر پاسيفيک رسد احبّای امريک بر سرير سلطنت ابديّه جلوس نمايند و صيت نورانيّت و هدايت ايشان به آفاق رسد و آوازهء بزرگواريشان جهانگير گردد”. (شوقی افندی، قرن بدیع؛ صفحه 786-787)

“ايالات متّحدهء امريک مهد نظم بديع و منشأ مدنيّت الهيّه [است]”. (قرن بدیع، صفحه 537)

“حقّاً ميتوان آن سرزمين را مهد نظم اداری حضرت بهاءالله که شارع مقدّس تأسيس و مرکز عهد الله تبيين فرموده است محسوب داشت.” (قرن بدیع، صفحه 668)

“مرکز ثقل ادارهء امر رفته رفته از اين ارض بسواحل امريک تقرّب ميجويد و آنان را خلفای برادران روحانی ايران که در عصر رسولی اکليل شهادت کبری را ربودند محسوب داشته از اين طريق پيشقدمان کور ذهبی و برتبه وارثين روحانی قهرمانان الهی فائز گشتند.” (گوهر یکتا، صفحه277)

و نیز اینکه “امريکا مأمن عواطف لطيفهء هيکل ميثاق و ملجأ و اميد قلب مطهّر و مرکز وعود و برکات الهيّه گرديد .” (گوهر یکتا، صفحه 276)

نقشه الهی قيام احبّای قارّه امريکای شمالی را ايجاب ميکند

در ختام به نفوسی که الواح فرامين تبليغی به افتخار آنان صادر و مقدّرات مشروع شگفت ‌انگيز اين نقشه عظيم بکف کفايت آنان سپرده شده و چنين مساعی موفور از آنان طلب گشته  متذکّر ميگردد که در اين مقام هر قدر تأکيد شود کم است . پس چه بهتر که خاطر آن ياران را به قسمتهای مهيّجه و نويد‌بخش صفحات مشعشعه آن الواح تاريخی متوجّه ساخته و از تکرار آنها خود‌داری نکنم .در يکی از اين الواح که به افتخار ايالات شمال شرقی امريکا صادر اين کلمات مهمّه پر معنی وارد گشته:

“جميع اقاليم در نزد ‌حقّ واحد است و جميع مدائن و قری يکسان … ولی به ايمان و ايقان و سبقت بر ديگران مکين مکان را مشرّف نمايد. بعضی از بلاد مستثنی گردند و بشرف مزيّت بی‌منتهی فائز شوند . مثلاً بعضی از اقاليم اروپا و امريکا به لطافت هوا و عذوبت ماء و حلاوت کوه و دشت و صحرا مستثنی و در نهايت امتياز، با وجود اين فلسطين شرف جميع اقاليم گشت زيرا جميع مظاهر ‌مقدّسه الهيّه از يوم حضرت ابراهيم تا ظهور خاتم النبّيين يا در اين اقليم متوطّن يا مهاجر و مسافر بودند و همچنين يثرب و بطحا بشرف بی‌منتهی فائز . نور نبوّت در آن جا تابيد لهذا فلسطين و حجاز از جميع اقاليم ممتاز گشت . حال نيز قطعه امريک در نزد ‌حقّ ميدان اشراق انوار است و کشور ظهور اسرار و منشأ ابرار و مجمع احرار . (١٠)

در يکی ديگر از آن الواح که به افتخار احبّای  ايالات ‌متّحده و کانادا صادر گشته پيروان حضرتش در آن  قارّه مبارکه که مورد غبطه است به اين کلمات الهام بخش مخاطب گرديده:

“ای حواريون بهاء الله روحی لکم الفداء … ملاحظه نمائيد که حضرت بهآءالله چه ابوابی ازبرای شما گشوده است و چه مقام بلند اعلی مقدّر نموده است و چه موهبتی ميسّر کرده است … الآن بياد شما مشغولم و اين قلب در نهايت هيجان . اگر بدانيد که اين وجدان چگونه منجذب ياران است البتّه بدرجه‌ای فرح و سرور يابيد که کلّ مفتون يکديگر گرديد …” (١١)

و در لوح ديگر خطاب بجميع ياران  قارّه امريکای شمالی اين بشارت مثبوت است:

“موفّقيّت شما هنوز معلوم و مفهوم نگشته، عنقريب خواهيد ديد که هر يک مانند ستاره‌های درّی درخشنده در آن افق نور هدايت بخشيديد و سبب حيات ابديّه اهل امريک شديد … اميدوارم که بزودی موفّقيّت شما زلزله در آفاق اندازد . لهذا عبدالبهاء را آرزو چنان است که مثل خطّه امريک در ساير قطعات عالم نيز موفّق و مؤيّد شويد، يعنی صيت امر الله را بشرق و غرب رسانيد و در جميع قطعات خمسه عالم بشارت به ظهور ملکوت ربّ الجنود دهيد. اين نداء الهی چون از خطّه امريک به اروپ و آسيا و افريک و استراليا و جزائر پاسيفيک رسد احبّای امريک بر سرير سلطنت ابديّه جلوس نمايند و صيت نورانيّت و هدايت ايشان به آفاق رسد و آوازه بزرگواريشان جهانگير گردد … يقين بدانيد که هر نفسی اليوم به نشر نفحات الله قيام نمايد جنود ملکوت الله تأييد فرمايد و الطاف و عنايات جمال مبارک احاطه کند. ای کاش از برای من ميسّر می‌شد که پای پياده و‌لو بکمال فقر به آن صفحات مسافرت می‌نمودم و نعره زنان در شهر‌ها و دهات و کوه و بيابان و دريا يا بهاءالابهی ميگفتم و ترويج تعاليم الهی می‌نمودم ولی حال از برای من ميسّر نه. لهذا در حسرتی عظيم هستم بلکه انشاءالله شما‌ها موفّق گرديد … تا حال بسيار همّت نموده‌ايد ولی من ‌بعد هزار مرتبه بر همّت بيافزائيد و در اين ممالک و پايتخت‌ها و جزائر و محافل و کنائس نداء به ملکوت ابهی کنيد. دائره همّت بايد وسيع گردد، هر چه وسيعتر شود موفّقيّت بيشتر گردد”. (١٢)

انقطاع از عالم ترابی

و نيز در اشاره به مطلب ديگری که بهمان درجه شايان ‌اهمّيّت است در يکی از همين الواح  نقشه تبليغی ميفرمايد:

“حال وقت آن است که شما ردای تعلّق به اين عالم فانی را خلع کنيد و از عالم بشريّت بکلّی منسلخ گرديد. ملائکه آسمانی شويد و به اين اقاليم سفر نمائيد . والله الّذی لا اله الّا هو  هر يک اسرافيل حيات گرديد و نفحه حيات در نفوس سائره خواهيد دميد”. (١٣)

و اخيراً اين وعده باهره است که در يکی از آن الواح جاودانی صادر گرديده:

“اين کار عظيم است اگر به آن موفّق شويم تا امريک مرکز سنوحات رحمانيّه گردد و سرير ملکوت الهی در نهايت حشمت و جلال استقرار يابد” (١٤)

و نيز در يکی از الواح اوّليّه خطاب به احباب امريک اين کلمات مهمّه از کلک مبارک صادر گشته:

“و اذا جمعتم الکلمة و اتّفقتم علی المقصد الاصلی و المحبّة المتّحدة و ‌حقّ من فلق الحبّة و برء النَسمة تتلألأ الانوار من وجوهکم الی عنان الاوج الرفيع الاعلی و يشيع صيت علوّکم و يذيع آثار سموّکم فی جميع الارجاء و تنفذ قوّتکم فی حقائق الاشياء و تؤثر نواياکم فی الامم العظيمة الکبری و تحيط ارواحکم بالکائنات کلّها و ترون انفسکم ملوکاً فی اقاليم الملکوت و متّوجاً باکاليل جليلة من عالم اللاهوت و تصبحون قواداً لجيوش السلام و امراءً لجنود الحياة و نجوماً فی افق الکمال و سرجاً موقدة ساطعة الانواربين الانام”. (١٥)

سهم غرب در تأسيس نظم جهان آرا

در پرتو اينهمه الطاف و محامد لامعه و آمال حارّه و مواعيد مهيّجه صادره از کلک مرکز ميثاق ديگر جای تعجّب نيست که ربّ ميثاق بنفسه در اخبار از سهم عظيمی که مقدّر است غرب در تأسيس نظم جهان آرايش ايفا نمايد چنين فرموده باشد:

“انّه قد اشرق من جهة الشّرق  و ظهر فی الغرب آثاره. تفکّروا فيه يا قوم و لا تکونوا کالذّين غفلوا اذ جائتهم الذّکری من لدن عزيز حميد”. (١٦)

حضرت عبدالبهاء در تأييد اين بيان مبارک ميفرمايند:

“هميشه از ابتدا تا حال چنين واقع شده که نور الهی از شرق به غرب تابيده ولی در غرب سطوع شديد يافته. امر حضرت مسيح  روحی فداه از شرق ظاهر شد. چون پرتو نورانی بر غرب انداخت نور ملکوت در غرب انتشاربيشتر نمود” و نيز “عنقريب ملاحظه خواهيد کرد که از انوار بهآءالله غرب، شرق می شود، ابر رحمت پرودگار می بارد” و نيز “انّ الشَرق استضائت آفاقها بانوار الملکوت و عنقريب يتلألأ هذه الانوار فی مطالع الغرب اعظم من الشرق و تحيی القلوب فی تلک الاقاليم بتعاليم الله و تأخذ محبّةُ الله الافئدة الصافيّة”. (١٧)

جامعه اسم اعظم در قارّه امريکای شمالی که به موجب الواح  نقشه تبليغی حضرت عبدالبهاء در ميان اقران خود در شرق و غرب مقام تقدّم و اولويّت را احراز کرده و بسلاح فرامين وارده در آن الواح مهمّه مسلّح و به تشکيلات بيست و پنج ساله نظم اداری که خود بر‌افراشته و مستحکم ساخته مجهّز گشته است و در نتيجه انتصارات باهره جوامعی که در سراسر امريکا سمت ابوّت آن را داشته مرحله اولای نقشه را با فتح و ظفر به پايان رسانيده و حال بر جرأتش افزوده و مبادرت به جهادی کرده که ابعادش وسيعتر و مزيّت و افتخارش عالی‌تر و ثمراتش بيشتر از کلّيّه مشروعاتی است که تا بحال بدان پرداخته و بايد اولاد روحانی خود را در اقطار بعيده و در بين اجناس مختلفه چندين برابر نمايد. چنين جامعه‌ای بايد به نحوی بی‌نظير در تاريخ اقدامات خود قيام کرده قابليّت و شايستگی خود را بار ديگر در اجرای اعمالی که برازنده مقام شامخ آن است به ثبوت رساند. افراد اين جامعه، مجريان نقشه تبليغی حضرت عبدالبهاء، بانيان نظم جنينی حضرت بهآءالله، مشعلداران مدنيّت جهانی بايد از حال در سالهائی که در پيش دارند بسيار همّت نمايند و بفرموده حضرت عبدالبهاء “هزار مرتبه” بر “همّت” بيافزايند (١٨) تا دورنمای رسالتی که بفرموده مبارک “اين کار عظيم است اگر به آن  موفّق شويم” (١٩) و “موفّقيّت شما حال معلوم نه اميدوارم که بزودی موفّقيّت شما زلزله در آفاق اندازد” (٢٠) مکشوف و آشکار گردد و هر چه زودتر آن يومی فرا رسد که بوعده مبارک “احبّای امريک بر سرير سلطنت ابديّه جلوس نمايند و صيت نورانيّت و هدايت ايشان به آفاق رسد و آوازه بزرگواريشان جهانگير گردد” (٢١) آنوقت است که “امريک مرکز سنوحات رحمانيّه گردد و سرير ملکوت الهی در نهايت حشمت و جلال استقرار يابد” (٢٢)

اين جامعه که در گذشته به عنايات الهيّه سرافراز و اکنون چشم اميد به آن متوجّه و آتيه ‌اش مشعشع و درخشان است اگر بخواهد ميراث مرغوبی را که عطيّه الهی است محفوظ داشته مورد تکريم و استفاده قرار دهد بايد در هر ايالت از ايالات ‌متّحده امريک و در هر يک از ده کشور اروپائی جزو نقشه که وظائف و مسئوليّات قاطعه مبرمه ‌ای بعهده دارد، با همان ذوق و شوق و مراقبت تام و جرأت و جسارت غالبه و نيروی خستگی نا‌پذير پيش رفته و مرحله کنونی رسالتش را مظفّراً منصوراً به اتمام رساند .

دو جريان توأماً در کارند

اين جامعه چگونه ممکن است ‌حقّی را که وارث آن گشته از دست بدهد و يا ميراثش را مهمل گذارد در حالی که اکثريّت معتنابهی از اعضايش از کشوری چون جمهوری کبير غرب بر‌خاسته که دولت و ملّت آن از خلال آزمايش و امتحان مستمرّ و دردناک، بی آنکه خود متوجّه باشد و يا امری بتواند مانع حرکت آن شود، بسوی هدفی که حضرت بهآءالله و حضرت عبدالبهاء برای آن مقدّر فرموده پيش ميرود؟ فی الحقيقه اگر ما علامات زمان را درست تشخيص دهيم و مفاهيم وقايع معاصر را صحيحاً درک کرده، ببينيم که چگونه جامعه بهائی امريک و همچنين ملّتی که اين جامعه از آن است بر اثر اين وقايع بسرنوشت نهائی خود کشيده ميشود. آنوقت بخوبی می توانيم ملاحظه کنيم که دو جريان توأماً در کار و متصرّف در امور است و منشأ و مصدر هر دو به سنين اخيره عصر رسولی امرالله راجع و هر دو واضحاً از يکديگر مشخّص و متمايز و در عين حال در نهايت ارتباطند و بايد در اوج خود در وقت مقدّر بسر‌انجام واحد درخشانی منتهی شوند.

يکی از اين دو جريان برسالت جامعه بهائی امريک وابسته است و جريان ديگر بسرنوشت ملّت امريک، يکی مستقيماً سبب تقدّم نظم اداری امر حضرت بهآءالله است و ديگری غير مستقيم مروّج مؤًسّساتی است که با استقرار آن نظم جهانی مرتبط. جريان اوّل بصدور الواح مهيمنه‌ای که منشور نقشه ملکوتی حضرت عبدالبهاء است راجع ميشود، نقشه‌ای که اجرايش قريب بيست سال در بوته تعطيل نگاهداشته شد تا اساس نظم اداری مورد لزوم که از جانب خداوند برای اجرای آن مقرّر، مرتفع شود و موفّقيّت اوّليّه‌اش اتمام مرحله اولای اقداماتی بود که در جمهوريهای نميکره غربی مقرون بظفر گرديد.

و آغاز مرحله دوم توسعه و پيشرفت آن با افتتاح جهاد تبليغی کنونی در قارّه اروپا اعلان گشت و بايد با شروع نقشه هفت ساله سوم و استقرار نظم اداری در اقاليم مستقلّه باقيمانده و کشورهای تابعه ارض وارد مرحله سوم ترقّی و تکاملش گردد و با تحقّق نبوات دانيال راجع بسال ١٣٣٥ که فصل آخر کتاب مذکور [در این تاریخ دکتر لیلاند جنسن ماموریت الهی خویش را با تحقق بخشیدن به نبوات کتاب مقدس و نیز پیشگویی امر بهائی به آمدن او در بازگشت دوباره عیسی، آغاز نمود. او سرپرست و نگهبان خانه خدا، بیت العدل، است– زکریای نبی، باب 3 — و نیز؛ فرشته هفتم وعده داده شده در کتاب مکاشفه یوحنا و موعود در تاریخ نبوت داده شدهء 1335 در کتاب دانیال نبی، بنابر تبیین و تفسیری که در کتاب مفاوضات صفحه 44 و نیز در کتاب بهاءالله و عصر جدید صفحه 287 آمده است] و بفرموده حضرت عبدالبهاء با فتح و ظفر جهانی آئين اب جليل مقارن است به آخر عهد اوّل منتهی گردد و با سلطنت جهانی بهائی در عصر ذهبی دور بهائی بذروه کمال رسد .

جريان ديگر به آغاز جنگ جهانی اوّل راجع ميشود، هنگامی که جمهوری کبير غرب خود را در گردباد نخستين مرحله از انقلاب جهانی افکند. سائق اوّليّه ‌اش چهارده اصل ويلسن رئيس جمهور بود که برای اوّلين بار آن جمهوری را با مقدّرات دنيای قديم مرتبط ميساخت و اوّلين عقب نشينی ‌اش قطع رابطه آن جمهوری از جامعه جديد التاًسيس ملل بود که آن رئيس جمهور آن را با رنج و عنا بوجود آورده بود. اين جريان با بروز جنگ جهانی دوم تشديد شد و صدمات بی‌ سابقه‌ای به آن جمهوری وارد آورد و آن را بيش از پيش در گير و دار مسائل قارّات عالم وارد ساخت و با اعلان منشور اتلانتيک از طرف فرانکلين روزولت که از بنيان گذاران مهمّ آن بود قوّت بيشتر حاصل کرد و با تأسيس سازمان ملل متّحد در کنفرانس سانفرانسيسکو صورت مشخّصی بخود گرفت و با انتخاب “مدينه ميثاق” بعنوان مقرّ سازمان جديد و اعلاميّه اخير رئيس جمهور امريکا در قبال تعهّدات آن کشور نسبت به يونان و ترکيّه و احاله قضيّه مشکل و بغرنج ارض اقدس، مرکز روحانی و اداری آئين جهانی حضرت بهآءالله به مجمع عمومی سازمان ملل متّحد ‌اهمّيّت و مفهوم بيشتری حاصل نمود.

هر قدر راه طولانی‌تر و پر پيچ و خم باشد معذلک بايد پس از يک سلسله فتوحات و عقب نشينی‌ها بالمآل به وحدت سياسی شرق و غرب و تأسيس حکومت جهانی و استقرار صلح اصغر که حضرت بهآءالله آن را پيش‌بينی فرموده و اشعيای نبی بدان اخبار نموده منجر گردد و سر‌انجام باهتزاز علم صلح اعظم در عصر ذهبی دور بهائی منتهی شود .

وجوه تشابه جامعه بهائی با جمهوری امريکا

از اين گذشته آيا نميتوان ميان جامعه‌ای که برای تنفيذ  نقشه جهانی بر‌گزيده شده در ارتباطش با جوامع ديگر و ملّتی که جامعه مزبور به آن تعلّق داشته در ارتباطش با ساير ملل مقايسه دقيق‌تری بعمل آورد؟ از يک طرف ملاحظه ميگردد که در برابر جامعه‌ای هستيم که از حين ولادت در دامان حضرت عبدالبهاء پرورش يافته، الواح عديده به افتخارش صادر گشته و مبلّغينی چند از جانب آن حضرت متتابعاً بشطرش اعزام شده و خود آن حضرت نيز در اواخر ايّام حيات سفری بلند مدّت به قارّه امريکای شمالی فرموده و با عرضه اين مواهب کمال لطف و محبّت را در پرورش و رشد روحانی آن جامعه مبذول داشته‌‌‌اند، جامعه‌ای که اعضايش اخلاف روحانی مطالع انوار عصر رسولی الهی بوده و حضرت عبدالبهاء هنگامی که در مدينه ميثاق تشريف داشتند به آنان نکات و مفاهيم ميثاق را القا و اظهار فرموده‌‌‌اند، جامعه‌ای که در جوار اوّلين مرکز اداری آن بدست مبارک حضرت عبدالبهاء حجر زاويه اوّلين مشرق الاذکار عالم غرب نصب گرديد و الواح نقشه ملکوتی بعداً به افتخار آن صادر و مقام اولويّت روحانی به آن عنايت گشت و به تنفيذ آن فرمان جليل در بين جوامع اقران تخصيص يافت،.

جامعه‌ای که به اين افتخار ابدی سرافراز گرديد که ندای امر الله را برای اوّلين بار در جزائر بريتانيا و فرانسه و آلمان بلند نمايد و مهاجرين و مبلّغين از خود گذشته‌ای را به چين، ژاپون، هندوستان، استراليا، زلاند جديد، شبه جزيره بالکان، افريقای جنوبی، امريکای لاتين، ممالک بالتيک، اسکانديناوی و جزائر پاسيفيک اعزام داشته، پرچم امر الله را در اکثر اقطار شاسعه شرق و غرب که قبل از صعود حضرت عبدالبهاء در ظلّ ايمان در آمده‌‌‌اند، به اهتزاز آرد . جامعه‌ای که مهد و حصن حصين نظم اداری امر حضرت بهآءالله بوده و بعد از صعود حضرت عبدالبهاء اوّل جامعه از بين جوامع شرق و غرب بود که به حمايت اين نظم قيام کرد و شکل و طرح آن را تثبيت و بنيادش را مرتفع و اوقافش را آغاز و مؤسّسات فرعيّه اش را تأسيس و تحکيم و مقاصد و مآربش را توجيه نمود و اين امتياز مخصوص را يافت که در قلب قارّهامريکای شمالی اوّلين مشرق الاذکار غرب را مرتفع سازد، بنائی که از هر معبد ديگری که بدست پيروان حضرت بهآءالله در شرق و غرب مرتفع گردد اشرف و اقدس خواهد بود. و نيز بر اثر سعی و اهتمام پايدار و خلل ناپذير نفسی از مبرّز ترين و منقطع‌ترين مبلّغين و مبلّغات سيّار اين جامعه بود که نفسی از خاندان سلطنت به امر حضرت بهآءالله اقبال کرده و اين اقرار و اعتراف را بالصّراحه به قلم خود متتابعاً اعلان نمود . بعلاوه به اعضای اين جامعه که طلعيه مشعل داران مدنيّت جهانی آينده‌‌‌اند، اين افتخار ابدی راجع است که در سنين اخير قرن اوّل بهائی مبادرت به تنفيذ مرحله اولای نقشه ملکوتی حضرت عبدالبهاء کرده و با موفّقيّت آن را تمام فرمودند و به اين ترتيب در تمام جمهوريهای امريکای مرکزی اساس نظم اداری امر الله را گذاشتند و با آغاز اجرای مرحله دوّم همان نقشه در دهه اوّل قرن دوّم تاريخ بهائی همين جامعه ميخواهد بار ديگر تاج افتخار را ربوده، در ده کشور از اقاليم مستقلّه در قارّه اروپا يعنی دانمارک، سوئد، نروژ و هلند، بلژيک و لوکزامبورک، اسپانيا، پرتقال، سوئيس، ايطاليا به استقرار اساس نظم اداری پردازد و بالأخره اين افتخار بی‌نظير و اين موهبت به اعضای شجيع و دلاور اين جامعه راجع است که در موارد عديده در مدّتی بيش از ربع قرن به حمايت از برادران مظلوم و ستمديده خود در ايران و مصر و روسيّه و عراق و آلمان برخاسته، به مساعدت محتاجين و دفاع از مؤسّسات و حفظ مصالح آن پردازند و در مقابل مخالفين سياسی و مذهبی اقامه دعوی نمايند .

از طرف ديگر در برابر ملّتی هستيم که در سراسر نيمکره غربی برتری و تفوقّی مسلّم حاصل کرده و اين افتخار مخصوص را کسب نموده که از جانب مؤسّس امر بهائی در کتاب اقدس رؤسايش مجتمعاً مخاطب گشته و بفرموده حضرت عبدالبهاء “منشأ ابرار و مجمع احرار” است و نيز “ميدان اشراق انوار است و کشور ظهور اسرار ” (٢٣) و بقارّه‌ای  تعلّق دارد که در آن “آثار تقدّم و پيشرفت عظيم هويداست” و “آينده‌اش حتّی درخشنده‌تر از گذشته است” و “سطوع انوار و نفوذش بنقاط بعيده سرايت ميکند” و “پيشوای روحانيّت ملل” است. بعلاوه مرکز ميثاق حضرت بهآءالله در اشاره به اين جمهوری کبير غرب ميفرمايند: “بقوّت و استعداد شگفت ‌انگيزی گوی سبقت را از ساير ملل ربوده است” و “قابليّت و توانائی آن را دارد که صفحات تاريخ را با موفّقيّت‌ها و انتصارات خود زينت بخشيده، محسود عالميان گردد و السنه شرق و غرب به ذکر خير و ثنايش مألوف شود” و باز نسبت بهمين دموکراسی امريکا است که آن حضرت اميد شديد ابراز داشته، ميفرمايد: “اميد است ملّت امريک اوّلين ملّتی باشد که اساس اتّفاق و آشتی بين ملل را بنيان گذارد ” و “وحدت نوع بشر را اعلان نمايد” و “پرچم صلح اعظم را بر‌افرازد” و “روحانيّت از اين مرکز بقطعات ديگر سرايت کند و عالم غرق انوار شود ” و “اهل امريک از مدنيّت مادّيه کنونی بدرجه‌ای ترقّی کند که نورانيّت ملکوتی از اين مرکز بسائر اقطار عالم انتشار يابد ” . در اين مقام است که باز درخصوص اين ملّت ميفرمايد: “فی الحقيقه اين ملّت سزاوار آن است که خيمه صلح عمومی را برافرازد و وحدت عالم انسانی را اعلانکند ” (٢٤).

تأييد مشهود الهی در ‌حقّ ايالات ‌متّحده امريکا

اين ملّت که مشهوداً مشمول تأييدات موفوره الهيّه بوده و چنان مقام بلند و پر مسئوليّتی را در آن قارّه مستعد احراز کرده، اوّل ملّت از ملل غرب بود که بعد از صعود حضرت بهآءالله و اعلان مرکز ميثاق بحرارت و ضياء اشعّهء ساطعه از امر الله روشن و مشتعل گرديد . اين ملّت بخوبی ميتواند دعوی نمايد که در نتيجه مشارکت مؤثّر خود در جنگهای جهانی اوّل و دوّم توازن ايجاد کرده و عالم بشری را از ورطه ويرانی و خونريزی وحشتناک ناشی از ادامه مخاصمات رهانيده و در جريان جنگ دوّم در سرنگونی و بر‌انداختن مروّجين عقائد و نظريّاتی که اساسأ با مبادی آئين ما مباينت دارد نقشی قاطعانه ايفا کرده است .

وودرو ويلسن (Woodrow Wilson) رئيس جمهور جاويدان اين ملّت اين افتخار بی‌نظير را احراز کرد که در ميان زمامداران ممالک شرق و غرب يگانه شخصيّتی بود که نوايای خيريّه خود را که نزديک به مبادی امر حضرت بهآءالله بود اعلان فرمود و پيش از هر پيشوای ديگر سهمی در ايجاد جامعه ملل ايفا نمود، موفّقيّتی که بشهادت قلم مرکز ميثاق نشانه طلوع فجر صلح اعظم بود و می بايست بموجب همان کلک مکرّم آفتابش با تنفيذ احکام شريعت حضرت بهآءالله طالع شود.

اکنون بايد به مقام بی‌نظيری که آن رئيس عظيم الشأن اتّحاد امريکا در دوره بحران شديد امور بين المللی احراز کرد، ابتکار بزرگ دولت امريکا را در اين سنوات اخيره که منجر به تأسيس جانشين جامعه ملل در سانفرانسيسکوو استقرار مقرّ دائمی آن در نيويورک گرديد اضافه نمود . همچنين نفوذ فائقه اين ملّت در شوراهای عالم و قدرت حيرت ‌انگيز اقتصادی و سياسی که حائز است، اعتباری که از آن برخوردار است، ثروتی که سهمی از آن را اعطا ميکند، آرمانهائی که انگيزه حيات ملّت است، اعانات قابل ملاحظه‌ای که در نتيجه قدرت توليد بی‌نظيرش در سبيل رفع آلام و تجديد حيات ملل و امم مصروف ميدارد، از جمله خصوصيّاتی است که آن جامعه را از ساير ملل عالم از قديم و جديد ممتاز می سازد و نميتوان آن را در بررسی اوضاع واحوال آن ملّت از نظر دور داشت .

بلايا اجتناب نا‌پذير است

ملّتی که اين چنين مورد تحسين و تمجيد حضرت عبدالبهاء واقع گشته و در حال حاضر چنان مقام شامخ فريدی را در ميان اقران حائز است مع الاسف بايد با ابتلائات و موانع عديده متنوّعه روبرو گردد . راه وصول بسر‌منزل تقدير طولانی، مملوّ از خار و خاشاک و پر پيچ و خم بوده و تصادم قوای مختلفه بر پيکر و طرز حکومت آن ملّت عظيم است، بلايای شديده بی‌سابقه‌ای که غرض از آن تصفيه مؤسّسات و تطهير قلوب افراد ملّت و ذوب و امتزاج عناصر مرکبّه آن بوده و بايد آن ملّت را با ساير ملل در دونميکره شرق و غرب پيوند داده و در هيکل واحد جمع نمايد، اجتناب ناپذير است .

در يکی از الواح مهمّه که در اواخر ايّام حيات کمی پس از اختتام جنگ جهانی اوّل صادر گشته و قسمتهائی از آن نيز قبلاً نقل گرديده، حضرت عبدالبهاء با عباراتی موجز اخبار از شدائد و انقلابات محزنه متواليه‌ای ميفرمايند که عالم بشر بايد بدان مبتلا گردد و ملّت امريک بايد بناچار به تقديرات مقدّره ثقل آن را متحمّل شود، ميفرمايند: “اين ظلمات منکشف نگردد و اين امراض مزمنه شفا نيابد بلکه روز بروز سخت‌تر شود و بدتر گردد بالکان آرام نگيرد از اوّل بدتر شود، دول مقهوره آرام نگيرند، بهر وسيله تشبّث نمايند که آتش جنگ دوباره شعله زند حرکتهای تازه عمومی تمام قوّت را در تنفيذ مقاصد خويش مجری خواهند نمود . حرکت شماليّه خيلی ‌اهمّيّتخواهد يافت و سرايت خواهد کرد”. (٢٥)

انقلابات شبه جزيره بالکان، فعّاليّتی که آلمان و ايتاليا با بی‌قراری در آن نقش مصيبت‌باری داشته و منجر به بروز جنگ جهانی دوّم گرديد، ظهور نهضت‌های فاشيست و نازی که انشعاباتش به اقطار بعيده کره ارض سرايت نمود، انتشار کمونيسم که در نتيجه غلبه روسيّه شوروی در آن جنگ بسيار تسريع گرديد، همه اين حوادث بعضی بالصراحه و بعضی بتلويح در آن لوح مبارک اخبار گشته ولی نيروی مکنون در منطوق آن هنوز کاملاً ظاهر نشده و بخوبی ميتوان پيش‌بينی نمود که ملّت امريک که هنوز بقدر کافی از بلا درس نگرفته دير يا زود بدان مبتلا خواهد گرديد .

امريکا تا ايفای آخرين وظيفه خود پيش ميرود

هر چه دست منيع غيب برای اين ملّت جوان و نيرومند و بلند‌پرواز که مشمول عنايت الهی واقع و محسود ملل است از تقدير خير محفوظ نگاهداشته باشد، هر قدر طوفانهائی که ممکن است در مستقبل ايّام بر هر يک از قارّات وارد آيد شديد و تغييراتی که بر اثر هجوم بلايا و آفات ناگهانی از خارج بنيان‌کن و تشنّجات نظم جهانی الهی که در حال جنين است از داخل در حيات و اساس آن ملّت مؤثّر باشد، ما با اطمينان کامل بکلمات حضرت عبدالبهاء مطمئن هستيم که آن جمهوری کبير که به منزله صدفی اين عضو گرانبهای جامعه پيروان حضرت بهآءالله را در آغوش دارد مظفّر و منصور وحدت خود را حفظ کرده بحرکت خود ادامه خواهد داد تا سهم کامل خود را در ظهور و ترقّی و بثمر رساندن مدنيّت جهانی که وليد صلح اعظم و نشانه خاصّ عصر ذهبی دور حضرت بهآءالله است ايفا کرده، آخرين وظيفه خود را انجام دهد .

(٥ ژوئن ١٩٤٧) (حصن حصین شریعت الله، صفحه34-46)

————————————————————-

(١٠) مکاتيب عبدالبهاء، جلد سوّم صفحه ٣٧

(١١) مأخذ فوق صفحه ٢٧-٣١

(١٢) مأخذ فوق صفحه ٢٠-٢٤

(١٣) مکاتيب عبدالبهاء، جلد سوّمصفحه ١٨

(١٤) مأخذ فوق صفحه ٤٧

(١٥) مکاتيب عبدالبهاء، جلد اوّل، صفحه ١٦٣ -١٦٤

(١٦) مجموعه‌ای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده

(١٧) کتاب قرن بديع، طبع ١٩٩٢، صفحه ٥٠٢

(١٨) مکاتيب عبدالبهاء، جلد سوّم صفحه ٢٤

(١٩) مأخد فوق صفحه ٤٧

(٢٠) مأخذ فوق، صفحه ٢٠

(٢١) مأخذ فوق صفحه ٢١

(٢٢) مأخذ فوق صفحه ٤٧

(٢٣) مکاتيب عبدالبهاء، جلد سوّم  صفحه ٣٧

(٢٤) فقراتی از بيانات مبارکه حضرت عبدالبهاء که در اين پيام نقل شده به زبان

انگليسی در صفحات ١٩،  ٣٦-٣٧ کتاب   The Promulgation of

Universal Peace مندرج گشته و به زبان فارسی ترجمه شده است

(٢٥) مکاتيب عبدالبهاء، جلد سوّم، صفحه ٦٨-٦٩

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

در بایگانی